بگوئید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن ." فریدون فروغی "
من مدت ها شنیده بودم که سنگ قبر فریدون رو شکستند اما عکسی در این مورد نداشتم تا اینکه تصویر سنگ شکسته رو از وبلاگ آونگ خاطره ها پیدا کردم و تو وبلاگ گذاشتم. ممکنه که عکس ها باز نشه به همین خاطر من لینک عکس ها رو پایین گذاشتم تا بتونید اونها رو ببینید.
http://images6.theimagehosting.com/fere8228.544.th.jpg سنگ قبر قبل از شکسته شدن
http://opmdream.persiangig.com/image/blog/fereidoon_gravebreak.jpg سنگ قبر شکسته شده
راستی نام کسانی که دست به چنین کارهایی می زنند را چه می توان گذاشت؟ !
فریدون فروغی همیشه مورد بی مهری بی خردان بود و هست ، از یاد نمی برم زمانی که مجله ی بی محتوای "جوانان "در سالهای دور با تیتر درشت در صفحه ی پر خواننده اش نوشت : فریدون فروغی عربده می کشد یا آواز می خواند ؟!...او راه خودش را رفت و آنان که باید ، قدر او را دانستند اما ...
چند ماه پس از فوت فریدون فروغی فیلم مستندی از زندگی وی در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد که مغایر بود با آنچه که بیننده انتظارش را می کشید ! فیلمی بود برای شهرت سازنده ی فیلم نه برای معرفی این عزیز از دست رفته .

روزی که فریدون فروغی در گذشت ، ماهنامه ی فیلم نوشت : فریدون دق کرد . براستی او دق کرد و از همه ی این نامردمی هایی که دید وصیت کرد تا او را در نقطه ای دور به خاک بسپارند ، خواهر فریدون فروغی می گفت:
روزی در ملک قدیمی مان (نزدیک بوئین زهرا )بودم که فریدون هم آمد ، گاه گاهی برای هوا خوری به آنجا می رفتیم و چند روزی می ماندیم ، فریدون آمد و کنار پنجره ایستاد و رو به من کرد و گفت : وقتی که مْردم من را در همینجا دفن کنید ! به او گفتم این چه حرفی ست می زنی ؟! گفت می خواهم در این گوشه ی خلوت برای همیشه آرام بگیرم . فریدون رفت و بار بعد آمد اینجا و برای همیشه آرام گرفت !
خواهر فریدون فروغی را در این کلیپ می توانید ببینید ( خانمی که موهای بور دارد و رو به آسمان فغان می کند ).
او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ، به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
فریدون هم مانند بسیاری از مردان بزرگ از زندگی زناشویی خیری ندید ! براستی چرا مردان بزرگ همیشه تنها می مانند؟ درک نمی شوند یا درک بالایشان مانع از آن می شود که مونسی در خورٍ خود داشته باشند؟!
ماهی خسته ی ما را در آن گوشه ی خلوت هم راحت نمی گذارند همانگونه که ابر مرد " احمد شاملو " را هم !
مطلبی در این باره بخوانید